Center of Generation Modernity - C.G.M - مرکز نسل مدرن ایران، افتخار ماست !

توماس ادیسون: "من می دانم که دیر یا زود موفق خواهم شد، چون بتدریج چیزهایی را که نتیجه نمی دهند کنار گذاشته ام!"

درباره وبلاگ
لوگوی وبلاگ

وب سایت آموزشی و تخصصی و سرگرمی مرکز نسل مدرن (CGM) با اهداف و رویکرد های عالی خدمت به هموطنان و کاربران فارسی زبان جهت ارتقای سطح آموزش و محیطی دوستانه جهت پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی های سالم در 16 مرداد سال 85 ایجاد گشت.
در وب سایت مرکز نسل مدرن (CGM) همه اعضای آن از جمله مسولان، مدیران، تیم های تخصصی و کاربران گرامی در تلاش بودند که محیطی با کیفیت بالا جهت آموزش و سرگرمی ایجاد نمایند و بتوانند درخواست ها و مشکلات و سایر نیازهای کاربران فارسی زبان را تامین و راهنمایی کنند.
از جمله اهداف و رویکرد های مرکز نسل مدرن (CGM) تولید محتوای الکترونیکی فارسی جهت آموزش و یادگیری کاربران فارسی زبان و کمک افزایش محتوای الکترونیکی فارسی در جامعه جهانی اینترنت نام برد.

نویسندگان وبلاگ
  • » محمد (Pirate) (25)
  • » سینا (Sina) (7)
  • » آرش (N 0 D) (8)
  • » آرین (Snigger) (5)

  • موضوعات مطالب
  • » [عمومی] اخبار (5)
  • » [عمومی] نوشته های آرش (0)
  • » [عمومی] نوشته های آرین (4)
  • » [عمومی] نوشته های سینا (3)
  • » [عمومی] نوشته های محمد (3)
  • » [CGM] تاریخ مصور (3)
  • » [CGM] استراتژی های توسعه (2)
  • » [CGM] گزارش آماری (2)
  • » [CGM] دستاوردهای سایت (1)
  • » [CGM] مشکلات و موانع (1)
  • » [CGM] مطالب برگزیده (1)
  • » [CGM] کاربران نمونه (1)
  • » [CGM] نوشته های کاربران (18)
  • » [CGM] پرسش و پاسخ (2)

  • صفحات جانبی
  • » پیوست 3
  • » پیوست 2
  • » پیوست 1

  • آرشیو ماهانه مطالب


    آمار وبلاگ
  • » کل بازدید :
  • » بازدید امروز :
  • » بازدید دیروز :
  • » بازدید این ماه :
  • » بازدید ماه قبل :
  • » تعداد نویسندگان :
  • » تعداد کل پست ها :
  • » آخرین بازدید :
  • » آخرین بروز رسانی :
  • استقلال چیست!، و استقلال قلعه نویی در سالی که گذشت...
    نویسنده: محمد (Pirate) سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 09:15 ب.ظ
    موضوع: [عمومی] نوشته های محمد
    برچسب ها: استقلال قلعه نویی
    من یه هوادار 6 آتیشه استقلالم (6 تا گفتم یعنی اگه بازم 6 تا بخوره، استقلالیم!) می خوام امروز از تیمی که از بچگی باهاش بزرگ شدم بگم...

    استقلال مثل پرسپولیس یه تیم مردمیه، و دارای میلیون ها عاشق که حتی جانشون هم برای این تیم میدن (مثل مرحوم روزبه بهرامی که به خاطر باخت استقلال در دقیقه های آخر بازی با الاتحاد سکته کرد و فوت شد)

    اما بر عکس سایر تیم های مردمی جهان مثل بارسلونا، رئال و ...، مالکیت باشگاه مال مردم نیست و مردم هیچ نقشی تو سیاست های باشگاه و انتخاب مدیرعاملش ندارن!

    چون همونطور که می دونید مثلا یه باشگاه مردمی مثل رئال مادرید برای انتخاب مدیرعاملش مثل انتخاب رئیس جمهوری، رای گیری صورت میگیره و مردم باید به اون اشخاصی که کاندید شدن رای بدن...

    که این مردمی که رای میدن متشکل از پیشکسوتان باشگاه، لیدرهای متعصب، نمایندگان مردمی و ... هستن.

    و هر کاندیدم باید با برنامه مشخصی که اعلام میکنه (از لحاظ اقتصادی، مدیریتی و حتی جذب بازیکن) پا به عرصه میزاره.

    حالا بگذریم از امکانات سخت افزاری فوق العاده (مثل ورزشگاه سنتیاگو برنابئو و 8 هواپیمای اختصاصی و ...)

    رویا را فراموش کنید! برگردید به ایران، به استقلال...

    استقلال یه تیمی هست که حتی فاقد یه زمین تمرین ساده هست ! فاقد یه ورزشگاه درجه 3، فاقد انتخابات مردمی، فاقد مالکیت مردم، فاقد هیچی!!!!

    استقلال به قول فیروز کریمی هیچی نداره جز عزت! (طرفداران بی شمار که عزیزش می دارن)
    و این عزت همه کس و همه چیز استقلال هست که با توجه به مشکلات فراوان در سراشیبی رکود قرار گرفته...

    استقلال مثل پرسپولیس شده عرصه قدرت نمایی سیاسی، با روی کار آمدن یه حزب بر دولت، مثل تغییر کارمند در یک سازمان، مدیرعامل تعویض میشه و هیچ دلیل و استدلالی وجود نداره، و حتی مردم هم نباید حقی داشته باشند!

    همه این مقدمه ها رو گفتم که بگم : نچ! نه استقلال نه پرسپولیس نه تیم ملی با این زیر ساخت فوتبالی که ما داریم نه تو جهان حتی تو آسیا و کم کم هم که داریم می بینیم تو منطقه غرب هم نمی تونه موفق بشه و روز به روز سقوط می کنه!

    انشالله در آینده از دید شخصی خودم، ساختار مناسبی که می تونیم در فوتبال موفق بشیم رو در پست جداگانه ای خواهم زد.

    این پست مربوط به استقلالی هست که در دوره امیر قلعه نویی در یک سال اخیر هدایت شد.



    اپیزود اول : استقلال تحقیر شده است!
    سال گذشته، حجازی با اون همه داعیه که تیم ملی امید را برای خودش کوچیک میدونه، اومد و به خاطر نتایج و حتی بازی ضعیفی که تیم انجام می داد، برکنار شد...
    فیروز کریمی، مردی با توانایی های فنی بالا و شخصیت کارزیماتیک خودش پا به عرصه استقلال که روزی آرزوی رسیدن به آن را داشت، گذاشت. اما فیروز جمع کردن حاشیه تیم بزرگ رو بلد نبود و میخواست با شیوه نظامی و دیکتاتوری یک تیم پرطرفدار را از حاشیه ها محافظت کنه، اما ناکام بود.
    ولی حداقل خوبی تیم در دوره فیروز این بود که خوب بازی می کرد ولی نتیجه نمی گرفت!
    فیروز برکنار شد و استقلال در نیمه نهایی جام حذفی بدون مربی ماند...
    امیر قلعه نویی مردی که در فوتبال ایران از لحاظ تجربه و هنر در جمع کردن تیم، زبان زد خاص و عام هست وارد می شود.
    در قدم اول برای موفقیت تیم، با دشمنان خونی خودش (محمد نوازی) هم کنار آمد. و حتی بازیکنانی که با او مشکل داشتند را نیز برای اینکه حاشیه در تیم ایجاد نشود تحمل کرد.
    در قدم دوم برای موفقیت تیم در زمان کم باقی مانده یک انالیزور برجسته (مجید صالح) را در کنار خود آورد تا بهتر هم تیم خودش را بشناسه و هم تیم حریف.
    استقلال با این درایت ها قهرمان می شود و فتح الله زاده که در معرض سقوط بود، نجات پیدا می کنه.

    اپیزود دوم : استقلال هنوز در توهم لیگ گذشته هست!
    لیگ هشتم شروع می شود، استقلال با نتایج بسیار ضعیف در رده 17 جدول قرار می گیرد. ولی انصافا هیچ هواداری از تیم و فلعه نویی ناراحت نیست، چون تیم بسیار زیبا و هجومی بازی می کند و از بدشانسی فراوان تیم ها مقابل استقلال پیروز می شوند.
    دلایل این مشکل، نونهال بودن تیم استقلال بدلیل تغییرات زیاد در پست بازیکنان جدید بود.
    بعد از باخت مقابل صباباتری، امیر قول می دهد استقلال قهرمان می شود (استقلال در رتبه 17 قرار داشته است)

    اپیزود سوم : استقلال عضلانی می شود!
    فتح الله زاده از بالا بر کنار می شود، واعظ آشتیانی بازم از بالا منصوب می شود.
    به نظر من حاجی فتح الله مرد خوبی بود ولی تنها عیبش این بود که استقلال رو میخواست فدای خودش کنه نه خودش رو فدای استقلال (از نماینده مجلس شدن بگیر تا ...)
    بازی با استقلال اهواز شروع می شود، برهانی بعد از مدت ها فیکس بازی می کند، استقلال این تیم را با نتیجه خیره کننده 6-0 می برد. شایعات شروع می شود، استقلال ها با هم تبانی کردند! استقلال تیمی که با پول برنده می شود و ....
    اما بعد از 1 برد، 2 برد، 3 برد، 4 برد و .... چندین برد پرگل این شایعه از بین می رود. حالا استقلال در رتبه دوم می باشد.
    در مهمترین بازی، استقلال ذوب آهن را با نتیجه 2 بر 0 در تهران شکست می دهد و بعد از چند بازی پرگل بعدی، با نایب قهرمانی، نیم فصل را تمام می کند.

    اپیزود چهارم : استقلال در هجوم تبر دستان دلسوز!
    استقلال با پرسپولیس بازی می کند، بازی که می بایست با چند گل به نفع استقلال تمام می شد با اشتباه شاهکار استقلال یعنی علی علیزاده ناگهان در دقایق آخر متوقف می شود (با شکست هیچ فرقی نداشت)
    باد استقلال می خوابد و هفته بعد از مقاومت 4 گل می خورد!، و دیگر هیچ بازی را پرگل نمی برد.
    استقلال بدلیل تساوی های زیاد در رتبه 2 قرار می گیرد و ذوب آهن که 6 امتیاز اختلاف با استقلال داشت، ناگهان با 1 امتیاز بیشتر نسبت به استقلال، رتبه اول را دارد.
    بعد از بازی پرسپولیس تبر زنان که با چهره دلسوز تظاهر می کردند، شروع به تبر زدن از ریشه استقلال می کنند.
    کارشناسی مثل حاج رضایی که داعیه عادل و بی طرف بودن را دارد، وقتی که استقلال مساوی یا باخت می آورد، قلعه نویی ادبیات ندارد و استقلال تاکتیک منسوخ شده ای دارد.
    وقتی که تیم می برد، قلعه نویی بد نیست، تاکتیک استقلال به خاطر بازی شخصی ستاره هاست!
    پیشکسوتانی مثل زرینچه و نوازی که آرزوی داشتن موقعیت قلعه نویی را دارن، به یکباره میان به این تیم ضربه می زنند و حتی با علم به اینکه یه طرف ماجرا در صورت حقیقت خود هستن و می بایست مجازات شوند، این اقدام را انجام می دهند.
    افراد کوتوله و ابله ای مثل ممد مایلی (به لفظ علی پروین بخونید) با هزار یک عیب و علامت سوال، به قلعه نویی حمله می کند! (در خصوص ممد مایلی یه پست مفصل در نظر دارم که بعدا جداگانه بهش می پردازم)
    استقلال در محاصره همه جانبه مطبوعات، رسانه ها، پیشکسوتان و  کوتوله ها ... قرار گرفته و در رتبه دوم جدول قرار دارد و تنها در صورتی قهرمان می شود که ذوب آهن ببازد!

    اپیزود پنجم : استقلال را خدا قهرمان می کند!
    ذوب آهن و فولاد خوزستان، هر دو مال وزارت صنایع هستن و حتی فولادی ها به اصفهانی ها بابت امتیاز لیگ برتر بدهکارن. همه چیز آماده یه تبانی نرم هست!
    بازی شروع می شود، فولاد یه گل می زند، و تا قبل از نزدیک های دقیقه 75، بازی متوسطی انجام می دهد، حتی اونقدر شل بازی می کند که ذوب آهن گل بزند ولی باز اونقدر ذوب آهنی ها شوت بودن که نمی تونستن گل بزنن!
    نزدیک دقیقه 70، بالاخره ذوب آهن گل میزند و با این نتیجه قهرمان می شود. همه چیز برای یه سناریوی ساختی خوب به نظر می رسد، فولاد زود گل زده است و تلاشش را کرده و ذوب آهن در دقایق پایانی گل زده و از لحاظ منطق برای تیمی که می خواهد قهرمان شود، درست به نظر نمی رسد که در دقایق پایانی قولاد جبران کند، پس مردم شک نمی کنند!
    مجید جلالی، مردی که برای فوتبال زندگی می کند و همیشه شخصیت پاکی داشته، اما بر خلاف مسولان کارخانه ها، بازی را با بهترین توانایی هایش می برد! (اما افسوس که بعدا همین مساله باعث کله شدنش میشه و از تیم اخراج میشه!)
    استقلال علی رغم تمام پیش بینی ها قهرمان میشه و به قول قلعه نویی بعضی ها خوشحال و بعضی ها ناراحت میشن.
    قلعه نویی به قول خودش عمل کرد و استقلالی که تسخیر شده هجمه دشمن بود را قهرمان کرد!

    اپیزود ششم : قلعه نویی استعفا می دهد!
    استقلال در لیگ قهرمانان با بازی های ضعیف در خارج از خانه و با بازی های خوب ولی بدشانس در داخل خانه با آسیا خداحافظی می کند.
    قلعه نویی استعفا می دهد. چون جناب واعظ از بالا بهشون رسیده بود که لمپن ها را جمع کنند و کسانی که بیایند که هوادار بازی و ... جمع بشه!
    همیشه از افرادی که با افراد محبوب مشکل داشتن، تنفر داشتم. واعظ یکی از اوناست...
    با اینکه تا قبل از این جریانات از واعظ به خوبی یاد می کردم و مدیر مدبر و لایقی می دونستم که انگولک به کار فنی تیم نمی کند و تمام نیروش برای کارهای اقتصادی و مدیریتی هست.
    اما جناب واعظ جوگیر شده بود! فکر کرده بود می تونه با این حرکت قلعه نویی را تحت سلطه خودش بگیره و بر استقلال حکومت کنه!
    امیرم که با خان سالاری زندگی کرده بود سخت بود که اطرافیان و نوچه هاش را از دست بده و به راحتی استعفا میده (چون هم محبوبه و هم رزومه خوبی تو استقلال داره)
    همه چیز تا این تاریخ که مطلب رو زدم به نفع قلعه نویی و علیه واعظ تموم میشه.

    اما یه سوال : این وسط کی متضرر میشه؟ آیا بعد از قهرمانی سال 85 و قهرمانی پرسپولیس در پارسال، چرا باید دوباره بعد از یه قهرمانی تیم به این شکل از بین بره و فصل بعد که قراره از 15 مرداد شکل بگیره و از الان باید تیم یه بالا سر داشته باشه تا بازیکن جذب کنه و برنامه ریزی اردو کنه، یتیم بمونه و فصل بعد را از همین الان شکست بخوره؟!

    این وسط اون عزت که در موردش صحبت کردم متضرر میشه، حالا باید پرسید از مسولان رده بالای سازمان و دولت که چرا باید با تیم ها سیاسی بازی بشه و مردم دلشکسته بشن؟!

    همه مدیران، مربیان، بازیکنان، دولت ها، میان و می روند، و این استقلال هست که باقی می مونه با عزتش !

    می دونم مطلبم جالب نبود، چون شرایط خوبی نداشتم بعد از اتفاقات امروز، فقط می خواستم بگم فوتبال ایران، درست نمی شود مگر ... (ادامه دارد)


    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 10:21 ب.ظ نظرات ()

    زمان و تاریخ

    Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

    Get Adobe Flash player




    نظرخواهی وبلاگ
    آیا از نظر شما، مرکز نسل مدرن با وجود فیلترینگ بی دلیل می بایست به کار خود ادامه می داد؟


    آخرین مطالب


    جستجو

    لینکستان


    لینکدونی


    سامانه وبلاگ
    میهن بلاگ
    server monitor



    !Safari Supported   !IE Supported   !FireFox Supported   !Opera Supported
    !Valid CSS   !Valid RSS
    Powered by Mihan Blog (Best in Persians)
    Style & Modifications By : C.G.M Coders Team
    Copyright © 2006-2009, Center of Generation Modernity Group

    صفحه نخست - ATOM - RSS - پست الکترونیک - تماس با ما - بالا